روزهای پایانی سال ۱۴۰۲ نزدیک است و کم کم به استقبال بهار و سال نو ۱۴۰۳ می رویم، فرا رسیدن نوروز با ساز و دهل، قرآن و صلوات، حافظ و هفت سین به هر ایرانی نوید عشق و شادی و
ایران کشوری با تاریخچه ای کهن است و در هر گوشه و کنار از آن عده ای زندگی می کنند که گذشته ای غنی دارند. همان طور که همه ما می دانیم، آغاز فصل بهار و عید نوروز یکی از
بندبازی یا لافندبازی یکی از نمایشها و بازیهای جذاب عامیانه است که در میان مردم گیلان محبوبیت ویژهای دارد.پیشینه تاریخی آن به گذشتههای دور برمیگردد. ویژگیهای جغرافیایی و نوع زندگی اجتماعی در پیدایش این بازی بیتاثیر نبوده است. لافندبازی با
یکی از مهم ترین رسوم ها در زندگی کودکان نوپای گیلانی «جشن گازفروشان» است. در گویش گیلکی دندان را «گاز» می نامند که بر گاز گرفتن در فارسی دری مبتنی است. وقتی اولین دندان کودک جوانه می زند، او از
ايرانيان باستان روز يكم دی ماه را «روزخور» يا «دی گان» نام گزاری كرده اند. به عبارتی نياكان ايرانی ما بر اين باور بودند كه بعد از اتمام شب يلدا كه طولانی ترين شب سال است، خورشيد زاده می شود
«جشن ميانه پاییز» در زمرهی جشن هاي شش گانه در ايران باستان میباشد.در گاهشمار ايراني ١٥ آبان ماه زمان برگزاري جشن ميانه پاييز است. دَر ايران باستان از اين جشن با نام هاي «اياثرم» و يا «اياثرمه» به معنای «آغاز
برپایی سفرهی عقد یکی از آیین ها و سنت های مهم در مراسم عقد و ازدواج در فرهنگ كشورمان ایران میباشد. در مورد تاريخچه و فلسفهی پهن كردن سفرهی عقد در مراسم ازدواج مدركي در دست نداريم، ولي برخي شواهد
در میان اقوام مختلف ایرانی، سنت ها و آیینهای کهن، نکو و پسندیده ی فراوانی وجود دارد که از گذشته تاکنون به جا آوردن آنها پابرجا مانده است. سنت زیبای «عید دیدنی» از جمله ی این سنتهای کهن است. از
جشن سپندارمذگان جشنی باستانی است و از چند سده پیش از میلاد مسیح در بین ایرانیها اجرا میشد و به روز عشق شهرت داشت. در این روز از زنان و مادران قدردانی شده و با هدیه و گلی از آنها
شاهنامه فردوسی به عنوان میراثی حماسی و هویتی برای ملت ایران، همواره مورد توجه و تفسیر گروههای مختلف قومی و فرهنگی بوده است. در سالهای اخیر، برداشتهای نادرست و بعضاً جهتدار از برخی واژگان و مفاهیم موجود در این اثر،