چی به نام کی بشه؟

 در از هر دری سخنی, فرهنگ و هنر

 

آن روز ضرورتی پیش آمد و مرد موبایلش را به همسرش داد.

شغل مرد به گونه ای است که برای خرید و فروش روزی چند بار باید از کارت عابربانکش استفاده کند.

در مسیر رفتن به محل کار، یک لحظه اضطراب تمام وجوش را گرفت.

آن قدر مضطرب شد که تاکسی دربستی گرفت و مستقیما به بانک مراجعه کرد و سیستم ارسال پیامک حسابش را قطع کرد.

اضطراب او به این دلیل بود که مبادا همسرش از طریق پیامک ها پی ببرد او چقدر پس انداز دارد!

 

برخی از محققانی که در حوزه ی مسائل خانواده تحقیق می کنند اصطلاح« خیانت مالی» _ به معنای پنهان کاری های مربوط به امور مالی همسر _ را به کار می برند. خیانت مالی به پنهان کردن میزان درآمد، پنهان کردن دارایی ها و املاک، پنهان کردن خرج ها و در نهایت پنهان کردن میزان پس انداز از سوی همسر اشاره دارد.

تحقیقات در برخی از کشور های جهان نشان می دهد

که خیانت مالی یکی از علل طلاق است.

بر خلاف خانواده ی گسترده در اجتماعات سنتی، ازدواج در جوامع جدید عمدتاً مبتنی بر تمایلات عاطفی و عاشقانه و اشتراکات دو طرفه است. زندگی مشترک به معنای داشتن اهداف مشترک در زندگی است و یکی از راه های دستیابی به اهداف مشترک در خانواده شفافیت در همه ی جنبه های زندگی است. بر خلاف شرایط قبل که« اقتدار مردانه» عامل قوام خانواده تصور می شد، و در موارد بسیاری با پنهان کاری توأم بود، در خانواده ی جدید « توافق» سنگ بنای خانواده است.

پنهان کاری در همه ی ابعاد و جنبه هایش امری نامطلوب قلمداد می شود _ چه در حوزه ی مسائل جنسی و چه در مسائل عاطفی، چه در حوزه ی مسائل مالی و چه در مسائل کاری. به همین دلیل، پنهان کاری مالی هم یکی از مصداق های خیانت دانسته شده است.

 

با تحولات اجتماعی در قرن بیستم، مشارکت زنان در موقعیت های شغلی افزایش یافته است. به طور طبیعی، یکی از پیامد های اشتغال زنان استقلال اقتصادی آنان است. در اجتماعات سنتی، نان آوری عمدتا بر عهده ی مردان بود، ولی در وضعیت جدید، در بیشتر کشورهای صنعتی و توسعه یافته، زنان نیز صاحب درآمد شده اند و به همین دلیل ساختار قدرت در خانواده به طور نسبی تغییر یافته است، به شکلی که زنان نیز بخشی از قدرت و حق تصمیم گیری را به دست آورده اند.

در ساختار های سنتی، مردان نان آور خانواده بودند،

ولی عموما در مقابل همسر خود شفافیت مالی نداشتند.

جامعه هم از آنان جز نان آوری انتظاری نداشت.

در این ساختار، مرد رأسا تصمیم می گرفت به همسرش میزان دارایی ها و درآمدهایش را اعلام بکند یا نه. در شرایط جدید، زنان نیز صاحب درآمد شده اند و این پرسش پیش آمده است که آیا زنان هم باید شفافیت مالی داشته باشند. آیا زنان هم باید درآمدشان را با همسرشان شریک شوند؟

 

 

آیا خانواده باید یک صندوق مالی مشترک داشته باشد و همه ی درآمدها وارد آن صندوق شود

و سپس زن و شوهر درباره ی نحوه ی هزینه کردن موجودی صندوق با هم تصمیم بگیرند؟

جامعه ی فعلی ایران نه سنتی است و نه مدرن. ویژگی هایی از هر دو نوع وضعیت اجتماعی در جامعه ی ایرانی قابل مشاهده است. ولی از چند سال قبل جریانی اجتماعی در حال گسترش است که طبق آن، علاوه بر مطالبه ی شفافیت مالی، موضوع تملک دارایی ها ( این که چه چیز به نام چه کسی باشد) نیز به یکی از بحث های خانواده ها تبدیل شده است.

 

این روزها هر زن و مرد متاهلی در معرض این پرسش اطرافیان قرار می گیرد

که ملک و املاک یا حتی ماشین به نام چه کسی است.

این روند به گونه ای است که این روزها زنان، از هر طبقه و از هر قشری، انتظار دارند ملک و املاک حداقل به نام دو نفر( زن و شوهر) باشد. شاید یکی از دلایل مهم این امر، علاوه بر کسب پرستیژ اجتماعی و افزایش اعتماد به نفس در زنان، نگرانی از معادلات مالی هنگام طلاق است. نکته ی جالب توجه آن که این روز ها کم نیستند زنان تحصیل کرده و امروزی که همچنان نان آوری را وظیفه ی مرد می دانند و اظهار میزان درآمد و دارایی خودشان را امری اختیاری و شخصی قلمداد می کنند.

از نظر اینان، تزریق درآمدشان به صندوق خانواده امری اختیاری است و اگر این کار را بکنند،

لطفی در حق شوهرشان کرده اند. این از تناقضات مدرنیسم ایرانی است.

در کل، پنهان کاری در هر شکلش خیانت به همسر است.

در ضمن، شاید گسترش جریان اجتماعیِ « چه چیز مال چه کسی باشد» نشانه ی رشد آگاهی زنان نسبت به حقوقشان قلمداد شود.

اما از طرف دیگر بر رشد فزاینده ی بی اعتمادی در بین زوج ها و اعتقاد به محکم کاری برای روز مبادا دلالت دارد.

منبع:

کتاب: تا طلاق نگرفتند ننوشتند

نویسنده: فردین علیخواه (جامعه شناس)

 

Recommended Posts

نظرات و پیشنهادات

تماس با ما

برای تماس با ما لطفا از طریق فرم زیر ایمیل بزنید.

Not readable? Change text. captcha txt