داستان پندآموز

چگونه ذهن زیرک را بشناسیم؟

اکهارتوله می‌گوید: ذهن بسیار زیرک است، حتی از شاهد هم تصویر می‌سازد و از شاهد هم به عنوانِ خود، مرکزی تشکیل میدهد، ظرافت های مشاهده اینجا بکار می آیند. شاهد قرار نیست چیزی باشد، شاهد یک مشاهده است نه یک

معجزه شکرگزاری (۱۷)

شکرگزار بودن همیشه ساده نیست. راستش گاهی حتی کاری سخت و چالش‌برانگیز است. خصوصا اگر عادت به آن نداشته باشید و در شرایطی ناخوشایند قرار بگیرید. اما باید بدانید قدردانی به معنای رضایت از شرایط فعلی زندگی نیست. بلکه شکرگزاری

در مقابل زندگی جبهه نگیر

در مقابل پیش آمدهای زندگی این قدر وسواس به خرج نده. تمام اتفاقات را به خدا بسپار و زندگی را همین جوری که هست و نیست بپذیر! البته این نوع پذیرش به این معنا نیست که دست روی دست بگذاری

معجزه شکرگزاری (۱۶)

آیا می دانستید هر چه وارد زندگی تان می شود را خودتان به زندگی تان جذب کرده اید. تمام این چیز ها را به واسطه ی تصاویر ذهنی تان، طرز فکرتان جذب می کنید. اینها چیزهایی است که به انها

عشقی که همچنان شعله ور است!

«زمانی از عشق و شور زندگی، بهره مند می‌شوید که آتش عشق را گرامی بدارید و بیاموزید که همواره آن را روشن و فروزان نگه دارید.» «باربارا دی آنجلیس» من و شوهرم، چارلی، سال‌ها پیش مشکلاتی در زندگی زناشویی مان

معجزه شکرگزاری (۱۵)

شکرگذاری یکی از قدرتمندترین احساساتی است که تو میتوانی با به کار بردن آن، تمام نعمت ها را با وفور محض وارد زندگیت کنی. تو هر کس و هر جا که باشی، و شکرگذاری به هر شکلی که باشد، می

زنان خردمند نغمه افسردگی سر نمی‌دهند.(۱۴)

من انرژی هستم. من با انجام کارهای شادی ،آفرین انرژی خود را تخلیه میکنم. همان طور که با هوشیاری تمام به انرژی عشق در زندگی ام اعتراف میکنم. بی میلی هایی را که قبلاً مرا در خود گرفته بود از

چراغ قوه در حیاط پشتی خودتان!

چه در درون و چه در بیرون وجودتان، هرگز نیازی نیست آنچه را می‌بینید تغییر دهید. کافی است طرز نگاه کردن تان را تغییر دهید. «تَدئوس گولاس» یک هفته پیش از مرگ پدرم برای دیدنش به بیمارستان رفتم او سال‌ها

به دیگران الهام ببخشیم

«همه ما استاد هستیم و آن چه را یاد می گیریم به دیگران آموزش می دهیم. به این ترتیب ما موضوعی را بار ها و بار ها آموزش می دهیم تا آن را یاد بگیریم…» (برگزیده از کتاب راه اعجاز)

زنان خردمند نغمه افسردگی سر نمی‌دهند.(۱۳)

اندیشه‌های من ،بهترین دوستانم هستند. من عادت دارم که از اندیشه هایم بترسم زیرا مرا ناراحت میکنند. من فکر میکنم که کنترلی بر اندیشۀ خویش ندارم پس آموخته ام که افکارم در حال خلق تجربه هایم بوده و من میتوانستم