شاهنامه فردوسی به عنوان میراثی حماسی و هویتی برای ملت ایران، همواره مورد توجه و تفسیر گروههای مختلف قومی و فرهنگی بوده است. در سالهای اخیر، برداشتهای نادرست و بعضاً جهتدار از برخی واژگان و مفاهیم موجود در این اثر، به تحریف تاریخ و دستاوردسازیهای قومی غیرمستند انجامیده است. یکی از این موارد، تفسیر نادرست واژه «بلوچ» در شاهنامه و تطبیق آن با قوم بلوچ امروزی است. این نوشتار با رویکردی علمی و تاریخی در پی آن است تا با واکاوی متون کهن و آرای پژوهشگران، حقایق را آشکار و بر ضرورت تفکیک میان اسطورههای حماسی و واقعیتهای تاریخی تأکید نماید.
تحلیل واژه «کوچ و بلوچ» در شاهنامه
در شاهنامه فردوسی، که عمدتاً بازتابی از اساطیر ایران باستان و دوران کیانیان و ساسانیان است، عبارت «کوچ و بلوچ» به عنوان یک نام جغرافیایی برای توصیف سرزمینی بیابانی، وحشی و دورافتاده به کار رفته است. این مکان، خاستگاه دیوان و اهریمنان یا گذرگاهی سخت و مخاطرهآمیز برای قهرمانان حماسه است.
دیدگاه شاهنامهشناسان برجسته
اتفاق نظر گستردهای میان صاحبنظران برجسته وجود دارد که واژه «بلوچ» در شاهنامه فاقد هرگونه بار قومنگارانه معاصر است. جلال مطلق مطلق در یادداشتهای مفصل خود بر تصحیح شاهنامه (معتبرترین تصحیح کنونی) به صراحت مینویسد: «بلوچان شاهنامه قومی دیگرند در جایی دیگر». وی تأکید میکند که این واژه در منابع کهن پیش از فردوسی نیز برای اشاره به اقوام بیابانگرد حاشیهٔ دریای خزر و شمال ایران به کار رفته است.
فردیناند یوستی (Ferdinand Justi)، ایرانشناس بزرگ آلمانی، در کتاب «ایرانشهر» (Iranisches Namenbuch) به ریشهیابی نامها پرداخته و اشاره میکند که «بلوچ» شاهنامه با قوم بلوچ امروزی متفاوت است. ژیلبر لازار (Gilbert Lazard)، زبانشناس و ایرانشناس فرانسوی، نیز تطبیق این دو را ناشی از تشابه اسمی و فاقد پشتوانه علمی میداند. محمدتقی بهار (ملک شعرا) در «سبکشناسی» و حواشی خود بر شاهنامه، بر این نکته تأکید دارد که جغرافیای ذکر شده برای «بلوچان» در شاهنامه (همراهی با لشکریان مازندران و گیلمان) با موقعیت جغرافیایی بلوچستان امروزی در تضاد کامل است.
ریشهیابی واژه و گزارشهای تاریخی
کلید حل این معما در منابع پیش از فردوسی نهفته است. حمزه اصفهانی، مورخ قرن چهارم هجری، در کتاب «تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء» از قومی به نام «بلوص» نام میبرد که در منطقهای بین ری و اصفهان ساکن بودند. این گزارش، کهنترین سند معتبر است که نشان میدهد در دوران پیش از فردوسی، نامی شبیه به «بلوچ» برای قومی در مرکز و شمال ایران به کار میرفته، نه جنوب شرق. بنابراین فردوسی نیز تحت تأثیر منابع خود (مانند خداینامههای ساسانی) از این واژه استفاده کرده است.
ماکاچیست؟
هرودوت نخستین تاریخ نگار یونانی در نوشته های خود از قومی نام می برد که در سواحل خلیج فارس زندگی می کردند که آنها را «ماکا» می نامیدند. در زمان هخامنشیان «ماکا» یکی از ۱۴ ساتراپی بزرگ در سرزمین ایرانویچ بوده است. پژوهشگران بر این باورند که «ماکا» همان سرزمین مکران می باشد که قوم بلوچ در آن سکونت داشته اند.
در متون تاریخی آمده است که قوم بلوچ پس از حمله سلجوقیان به شهر کرمان، از مکران و شرق کرمان به سوی مرزهای هند شرقی مهاجرت کردند. فردوسی شاعر نامدار و حماسه سرای ایرانی نیز در داستانهای مختلف ابیاتی را در رابطه با قوم بَلوچ و دلاوری های بی شمار آنها سروده است. و به واژه ی کوچ و بلوچ در این ابیات اشاره نموده است.
واژه بلوچ در شاهنامه فردوسی
واژه ی بَلوچ در شاهنامه فردوسی در ابتدا در داستان سیاوش آمده است. در داستان سیاوش، وقتی او به نبرد با افراسیاب میرود. از دو قوم کوچ و بلوچ نام برده میشود. نام قوم بَلوچ در جای دیگر در داستان کیخسرو و در توصیف سپاه اشکش و آمادگی آن برای نبرد با افراسیاب، جهت کینخواهی سیاوش به چشم میخورد. اشکش که در این داستان، فرمانده کوچ و بَلوچ است، درفشی از پوست پلنگ دارد.
فردوسی دلاوریهای او در میدان جنگ را توصیف میکند. برخی پژوهشگران این بیرق را نشاندهنده محل سکونت اشکش دانستهاند. زیرا پلنگ از حیوانات بومی مکران و بلوچستان بوده است. به نظر میرسد فردوسی قوم بلوچ را متعلق به سرزمین مکران میداند. زیرا در شاهنامه آنها را از مقربان شاهان کیانی و متعلق به سرزمین آنها توصیف میکند.
در جایی از شاهنامه در داستان مربوط به انوشیروان آمده است که او قصد حمله به قوم بَلوچ را داشت.اما بهدلیل قدرت بسیار بلوچها، او را از این کار منع کردهاند. در این داستان، شکست اردشیر از بلوچها را به انوشیروان یادآوری میکنند و انوشیروان از حمله به آنها خودداری میکند. در این داستان، انوشیروان قوم بلوچ را مردمی ایرانی معرفی میکند.
در تمام ابیاتی که در شاهنامه به قوم بَلوچ اشاره شده فردوسی بلوچ ها را افرادی دلاور و شجاع و جنگاور معرفی می کند که همواره در دفاع از مرزها و تمامیت ارضی ایران کوشا بوده اندو بلوچ ها را اقوامی ایرانی می داند که از مقربان پادشاهان کیانی بودند.
نژاد قوم بلوچ
پژوهشگران با تحقیق و بررسی در مورد زبان اقوام بَلوچ به این مهم دست یافته اند که زبان بلوچی نزدیکی زیادی به زبان «مادها» دارد .در حقیقت قوم بَلوچ از اقوام آریایی جدا شده و پس از گذشتن از بخشهای شمالی به ناحیه جنوب فلات ایران مهاجرت نموده اند.
دانشمندان نژاد شناس پس از مطالعه و بررسی مشخصه های ظاهری و بدنی بلوچ ها اعلام کردند که مشخصات نژادی بلوچ ها با نژاد آریایی مطا بقت دارد. در نتیجه قوم بلوچ ایرانی نژاد می باشد و مانند اقوام لر، کرد، آذری، تاجیک،فارس و ……دارای نژاد آریایی می باشند. از دلاوری ایرانی به نام اشکش در شاهنامه نام برده شده که وی مردی از منطقه ی مکران بلوچستان بوده و نام اشکش همان اشک است که از ارشک تغییر یافته و از نامهای پارتی و اشکانی است.
فردوسی در این باره چنین سروده:
سپاهش زگردان کوچ و بلوچ
سگالیده جنگ و برآورده خوچ
کسی در جهان پشت ایشان ندید
برهنه یک انگشت ایشان ندید
درفشی برآورده پیکر پلنگ
همی از درفشش ببارید جنگ
*****

