داستان پندآموز

زنان خردمند نغمه افسردگی سر نمی دهند.(۲)

من زندگی ام را هر روز می آفرینم. آفرینش جهان ، هر روز از من ناشی میشود و آنچه مرا در این آفرینش شریک و سهیم کرده، دانش است که من نیز ،بخشی از آن هستم. خیلی ساده است که

غرق نشوید!

دیرم شده، دیرم شده، برای رسیدن به یک قرار مهم، وقت ندارم سلام یا خداحافظی کنم. دیرم شده، دیرم شده، دیرم شده. خرگوش سفید در کتاب لوئیس کارول به نام «آلیس در سرزمین عجایب». شیلا و تد زن و شوهر

دایره‌ی شکر

ترا کاترین کالینز مجری، مدرس و سخنران در زمینه‌ی فنگ‌شویی (هنر چینی چیدمان) در سان‌دیاگو است. تخصص او در آموزش چگونه دیدن از درونِ “چشمان فنگ‌شویی” و در واقع گشودن بینشی هدایتگر به‌سمت زندگی در هماهنگی، راحتی، و تعادل دلخواه

جنگ سُس مایونز

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی‌های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد،کمتر دچار گسستگی می شوند. «اُرد بزرگ» سال ها پیش وقتی تازه مسیحی شده بودم، به خود افتخار می کردم که آمار طلاق میان مسیحیان معتقد و

در جستجوی معرفت درونی باشید!

اولین گام برای داشتن زندگی هدفمندانه این است که بدانید شما بر مبنای هدفی به این دنیا آمده اید. «وین دایر» در جستجوی معرفت درونی باشید. از زمانی که دخترم اسکای، توانست شروع به حرف زدن کند، می دانست که

الهام بخش باشیم!

من از فیلم مستندی به نام “چاه رایان” بسیار الهام گرفتم. این فیلم درباره ی پسر بچه ای کانادایی بود که کارش بر زندگی گروهی از مردم اوگاندا تاثیری شگرف باقی گذاشت. رایان هرلیاک؛ در جایگاه یک دانش آموز کلاس

زنان خردمند نغمه افسردگی سر نمی‌دهند.(۱)

آرامش، با من شروع می‌شود. اگر بخواهم در جهانی امن زندگی کنم ترجیحاً باید مطمئن شوم که شخصی آرام و بی اضطرابم. مهم نیست که دیگران چگونه رفتار میکنند، من باید آرامش را در قلب خویش نگاه دارم و هنگام

سرعت ارتعاش اندیشه هایت را بیشتر کن!

هر چیزی به صورت انرژی است؛ به گونه ای که ارتعاشی با بسامدهای ویژه دارد. هرچه ارتعاش ما سریع تر باشد، به حیطه ی معنوی نزدیک تر هستیم و بهتر درک می کنیم که از کجا آمده ایم. خودکاری را

همه اش را ستایش کن!

«همه اش را ستایش کن» «جولی کین» جولی کین سابقاً استاد دانشگاه فریس استیت در میشیگان بود. سپس در سراسر کشور به عنوان روحانی در کلیساها خدمت خود را ادامه داد. او به همراه آیون جانسون کتابی تحت عنوان «زنان

نوری که در آن زندان به من تابید!

نوری که در آن زندان به من تابید؛ یک آدمکش، نگهداری از باغ خانه ام را به عهده دارد، مدیر اجرایی شرکتم پیش از این به جرم دزدی، در زندان به سر می برده است. یکی از کارمندان برتر و