نیاکان ما در ایران باستان برای جشن های دوازده گانه اهمیت خاصی قائل بوده اند و در کنار شادمانی به نیایش دسته جمعی جهت شکرگزاری نعمت های بی شمار اهورامزدا می پرداخته اند.
جشن شهریورگان یکی دیگر از جشن های دوازده گانه است. که در روز چهارم شهریور ماه برگزار می شود. در تقویم یا همان گاه شمار ایران باستان علاوه بر نام هر ماه، هر یک از روزها هم دارای نام بوده اند. زمانی که نام روز و نام ماه با هم یکی می شدند، نیاکان ما جشن های آیینی را برپا می کردند. روز چهارم هر ماه شهریور نام دارد که جشن شهریورگان در شهریور روز در شهریور ماه برگزار می شود.
جشن شهریورگان یا روز پدر
جشن شهریورگان در زمره ی جشن های آتش می باشد و به آذر جشن نیز شهرت دارد. نظرات متفاوتی در مورد مناسبت های مختلف در این روز داریم، برخی از مورخان معتقدند که چهارم شهریور ماه مصادف با زاد روز « داراب » یکی از پادشاهان شاهنامه می باشد. در تاریخ شباهت های زیادی بین کورش پادشاه بزرگ هخامنشی و داراب شاهنامه وجود دارد، که گمانه زنی های زیادی در این رابطه وجود دارد که کورش هخامنشی و داراب شاهنامه هر دو در اصل یک نفر بوده اند .
هموطنان زرتشتی ما که این روز را روز زاده شدن کورش کبیر می دانند. این روز را به عنوان روز بزرگداشت مقام پدر جشن می گیرند. از سویی دیگر ، برخی بر این باورند که این روز، مصادف با کشته شدن «مانی » پیامبر محبوب و صلح طلب زرتشتیان می باشد و زرتشتیان این روز را روز وصال مانی به اهورامزدا می دانند .
جشن شهریورگان برای کشاورزان نیز جشن مهم و با اهمیتی بوده است، زیرا که ماه شهریور زمان مناسبی برای برداشت محصول و آماده سازی زمین های کشاورزی برای کشت پاییزی بشمار می آید. از این رو کشاورزان در روز جشن شهریورگان به نیایش به درگاه اهورامزدا می پرداختند و تا شب به جشن و پایکوبی می پرداختند.
ایرانیان باستان در این روز اغلب در خانه های خود آتش روشن می کردند و پس از نیایش و شکرگزاری گرد هم جمع می شدند و با صرف انواع خوراکی ها جشن می گرفتند. متاسفانه بعد از حمله اعراب به ایران این جشن ها و آیین های باستانی روز به روز کمرنگ تر شده و به دست فراموشی سپرده شده اند.
تاریخ جشن شهریورگان چه روزی است؟
مردمان ایران زمین، روز چهارم از هر ماه را «شهریور» نامیده و چهارم شهریورماه را که ماه و روز با هم تقارن دارند، بهعنوان جشن شهریورگان میشناختند. ازاینرو، در تقویم ایران باستان و در گاهشماری زرتشتی، تاریخ دقیق جشن شهریورگان در چهارمین روز از ماه شهریور ثبت شده است که مصادف با ۳۰ امرداد ماه شمسی است.
شهریورگان را «آذر جشن» نیز میگویند؛ زیرا که پایان فصل تابستان است که حالت هوا تغییر کرده و رو به سردی میگذارد و مردمان میل به روشن کردن آتش دارند. در متون تاریخی از دو آذرجشن یا آذرگان سخن به میان آمده که جشن آتشهای خانگی محسوب شده و بهدلیل عدم محاسبه کبیسهها، برخی بر یکسانی آن اعتقاد دارند. روز چهارم شهریور، یکی از آنها است و دیگری روز نهم آذرماه ذکر میشود که در اواخر پاییز یا آغاز زمستان بود.
شهریورگان به چه معناست؟
واژه شهریور در اوستا به گونه خشتر وئیریه (Khshathra-Vairya) ذکر شده که در زبان پهلوی به خشتور یا شتریور (Shatrivar) و در زبان پارسی به شهریور (شهریاری نیرومند) برگردانده شد. بخش اول واژه «خشتر» بهمعنای کشور و شهریاری و پادشاهی و بخش دوم «وئیریه» را بهمعنای آرزوشده ترجمه میکنند و مفهوم کلی این واژه را پادشاهی یا کشور آرزو شده (شهریاری آرمانی) و در مفهوم عام، مجاز از بهشت میدانند.
در میان ۶ ایزد و ملائک یا امشاسپندان دین زرتشت، شهریور بعد از بهمن، در مقام دوم مرتبه و مقام قرار دارد. از آنجایی که هریک از امشاسپندان، دارای دو وجه مادی و زمینی یا معنوی و ماورایی هستند، شهریور نیز دو معنای کلی را یدک میکشد. در مفهوم معنوی، این واژه به قدرت و شهریاری مطلقه اهورامزدا اشاره داشته و در صورت زمینی و مادی خود، نگهبان و سرپرست فلزات، جنگابزارها و سلاحها در جهان است. به عبارت دیگر، شهریور روز را به نام امشاسپند توانای خشترا یا شهریور نامگذاری کردهاند. فرشتهای که مظهر سلطنت آسمانی و قدرت رحمانی و همیشه خواهان فر و بزرگی و نیرومندی است. فرشته رحم ومروت که دستگیر بینوایان و نیازمندان بوده و پادشاهان دادگر را نیز تحت حمایت و اقتدار خود دارد؛ اما در جهان مادی، این فرشته را نگهبان زر و سیم و فلزات دیگر میدانستند.
نام شهریور همچنین، تقریبا بهمعنای شهر و شهریاری (شهرداری) آرمانی و شایسته به کار برده میشود. اندیشه و آرمانی که در نگاه برخی، خاستگاه نظریههای افلاطون و فارابی در زمینه آرمانشهر یا مدینه فاضله بود و در همین معنا، چندین مرتبه در گاتها زرتشت از آن نام برده شد؛ اما بعدها و در اوستای نو، به آن تشخص داده و به پیکر یکی از امشاسپندان درمیآورند. ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه، واژه شهریور را معادل دوستی و آرزو دانسته و شهریور را فرشتهای موکل بر گوهرها و جواهرات هفتگانه چون طلا و نقره و دیگر فلزات معرفی میکند:
شهریور ماه روز چهارم آن شهریور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم جشن است و آن را شهریورگان گویند. معنی شهریور دوستی و آرزو است. شهریور فرشتهای است که بهجواهر هفتگانه از قبیل طلا و نقره و دیگر فلزات که برقراری صنعت و دوام دنیا و مردم به آنها بستگی دارد موکل است.
علاوه بر معانی ذکر شده، شهریور بهمعنای شهریاری بر اراده و نفس نیز به کار برده میشود و از امشاسپندان مردگونه اوستا است. بر اساس همین مفهوم و معنا، ایرانیان باستان این روز را بهعنوان روز پدر پارسی دانسته و مقام و منزلت پدران را که به راستی شهریاران این ملکاند، گرامی داشته و جشن میگرفتند.
تاریخچه جشن باستانی شهریورگان
در گاه شمار ایران باستان، هریک از ۳۰ روز ماه و ۱۲ ماه سال نام ویژهای دارد و در این بین، اسامی ۱۲ روز با نام ۱۲ ماه سال مشترک است و هرگاه، نام روز و ماهی موافق هم شود، آن روز را جشن میگیرند. بر همین اساس ۱۲ جشن در سال داریم که به جشنهای ماهانه نیز شهرت دارند و شهریورگان که روز و ماه در آن یکی شده، از جمله همین جشنهای باستانی است. اسامی روز و ماههای این تقویم، از اسامی امشاسپندان و ایزدان در دین زرتشت ماخوذ شده و امشاسپندان نیز ۶ ملک یا ایزد برجسته هستند که در سرودهای زرتشت از صفات اهورا مزدا به شمار آمده و به کروبیان نیز شهرت دارند. این عناصر گرامی و سود رسان چون ایزد آب، آتش، هوا، زمین، آسمان، ماه، خورشید، ستارگان، گیاهان و… در هیئت فرشتگان ظاهر میشوند. نام اول هر ماه، منتسب به خداوند اهورامزدا بوده و از روز دوم تا هفتم بهترتیب به نام ۶ امشاسپند یا مهین ایزدان زرتشتی یعنی بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد نامگذاری شده است.
از سویی ذکر شد که شهریورگان را آذر جشن نیز میگویند؛ اما درباره این موضوع که چرا شهریورگان را در شمار جشنهای آتش به حساب میآورند، چندان بر کسی مشخص نیست. برخی معتقد هستند شهریورگان، از جشنهای محلی در ایالتی از ایران وسیع آن روزگار بود که شروع ماه شهریور در آنجا با آغاز زمستان مصادف میشد.
آیین و مراسم جشن شهریورگان
در باب برگزاری جشن شهریورگان، اطلاعات زیادی در دست نیست و در منابع کهن تاریخی نیز چندان از آن سخن نگفتهاند. آگاهی محدودی که از این جشن در معدود متون و کتب تاریخی باقی مانده، حکایت از جشن و شادی، آتش افروزی و ستایش نعمتها و شکرگزاری به درگاه پروردگار دارد.ظاهرا پس از حمله تازیان، آیینهای جشن شهریورگان در زمانی طولانی دیگر برگزار نشد و همین امر را باعث فراموشی جزئیات این مراسم توسط ایرانیان میدانند. امروزه بقایای این جشن نیز در میان زرتشتیان به دست فراموشی سپرده شده و گفته میشود تنها برخی از خانوادههای قدیمی در کرمان و آن هم بسیار محدود، به برگزاری آیینهای جشن باستانی شهریورگان میپردازند.
با این وجود، چنانچه هرودوت در تواریخ نقل میکند که نزد ایرانیان برگزاری جشن تولد با آداب سور و سرور و تشریفات مرسوم بود؛ ایرانیان باستان، شادترین مردمان جهان بودند که هر روزی را بنا به گاهشماری و با آداب مخصوص خود گرامی داشته و جشن میگرفتند. در شهریورگان نیز زرتشتیان به معابد یا آتشکده رفته و مراسم ستایش و نیایش مخصوص به خود را بر پا میکردند.
نقل است که ایرانیان باستان، به مناسبت تغییر هوا، شب هنگام به بام خانهها میرفتند و آتشی افروخته و به ستایش خداوند و شکر نعماتش میپرداختند. چنین میگویند که در خانه یا آتشکده مردمان بر آتش، چوبهای خوشبو و اسپند و کندر میگذاشتند. در خانهها مراسم مهمانی برپا کرده و خوراکهای ویژه و متنوعی تدارک میدیدند. اطعام فقرا و نیازمندان و حاضر شدن و عرض تبریک به پیشگاه پادشاهان دادگر نیز از دیگر آیینهای جشن شهریورگان معرفی میکنند. پس از آن مردم، توپال (فلزهای کهنه) را از انبارها بیرون آورده و نو میکردند و به جشن و پایکوبی مشغول میشدند.
