من برای هر کار کوچک و بزرگی از خود تعریف میکنم. من موجودی شگفت انگیزم. سالها بود که خود را سر زنش کرده و به خود انتقاد میکردم ؛ زیرا معتقد بودم که این کار در بهبود وضعیت کار و
«ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهی ها اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم.» «ریچارد نیکسون» رفتی که نشستم تا مطالعه کنم، نیمکت پارک خالی بود. در زیر شاخه های
(قدردانی) زیباترین و بهترین چیزها را فناناپذیر میکند… زیبایی هر چیز زیبا را تجلیل میکند… حجاب آشنا را از مقابل چهرۀ دنیا کنار میزند و زیبای خفته را در اشکال مختلف آن بی پرده و عریان نمایان میکند. «پرسی
سلامت کامل حق خدادادی من است. مَن رودررو و پذیرای همه انرژیهای التیام بخش در جهان هستم.می دانم که همۀ سلولهای بدنم از اینکه چگونه خود را التیام ببخشم آگاه و مطلع هستند. بدن ،من برای رسیدن به سلامت کامل
اگر آرامشی در کار باشد، با «بودن» خواهد آمد، نه با «داشتن». «هنری میلر» چند سال پیش متوجه شدم اگر آخر هفته ای می گذشت و من چیزی به غیر از مواد خوراکی نمیخریدم، احساس ناراحتی میکردم. دلم میخواست
«بهترین لذت آدمی این است که بداند نسلی از او بر جا مانده، ولی حسی برتر از هر لذت موجود این است که بداند مسئولیت خانواده ای بر دوش او است و هر فردی میتواند از این لذت برخوردار شود.»
«خدا را شکر کنید که نعمتها و موهبت هایش به دليل بينش محدود ما متوقف نمیشود.» “کاترین پاندر” سلطان عبدالحمید میرزا فرمانفرما «ناصر الدوله» هنگام تصدی ایالت کرمان چندین سفر به بلوچستان میرود و در یکی از این مسافرت ها
زندگی آزاد و آسان است. با افزایش آگاهی یا ،افکارمان مایلیم تا کجا برویم؟ ببینید، زندگی واقعاً راحت و آسان است. این افکار ماست که سخت محدود و زشت بوده و یا به حد کافی خوب نیست. اگر خود را
«من بیش از هر چیز، اعتقاد دارم که انچه سرنوشت ما را تعیین میکند، شرایط زندگیمان نیست بلکه تصمیمهای ماست.» “آنتونی رابینز” روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی میکرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته
وقتی در معرض حادثهٔ ناخوشایندی قرار میگیرید، با تأمل و به طور جدی در نظر بگیرید بدترین اتفاقی که ممکن بود بیفتد چیست. با مستقیم نگاه کردن به این اتفاق بسیار بد محتمل، به خودتان فرصت میدهید که با منطق