سینما همواره بستری برای بازآفرینی تاریخ، نمایش زوایای تاریک و روشن بشریت، و پرسش از وجدان انسانی بوده است. در میان آثار ماندگار هالیوود، فیلم فهرست شندلر به کارگردانی استیون اسپیلبرگ جایگاهی ویژه دارد. این فیلم نهتنها یک درام تاریخی پرقدرت درباره هولوکاست است، بلکه آیینهای تمامنما از کشمکش اخلاقی، انساندوستی و روان انسان در مواجهه با تاریکیهای بیپایان تاریخ است. برای شما همراهان همیشگی ماهخاتون، دیدن چنین اثری فرصتی است تا دوباره درباره معنای انسان بودن، مسئولیت فردی و ارزش زندگی تأمل کنیم.
خلاصه فیلم
داستان در خلال جنگ جهانی دوم و در لهستان اشغالی میگذرد. اسکار شندلر، تاجری آلمانی و عضو حزب نازی، در ابتدا تنها به دنبال کسب سود از جنگ است. او کارخانهای را برای تولید لوازم ارتشی به راه میاندازد و کارگران یهودی را به دلیل دستمزد پایین استخدام میکند. اما به تدریج، در مواجهه با جنایات هولناک نازیها و مخصوصاً فرمانده بیرحم اردوگاه، آمن گوت، وجدان او بیدار میشود.
شیندلر در اقدامی شجاعانه و انسانی، با استفاده از نفوذ و سرمایهاش، موفق میشود بیش از ۱۱۰۰ یهودی را از مرگ نجات دهد. فیلم در فضایی سیاه و سفید روایت میشود و تنها در چند لحظه کوتاه (از جمله صحنهی دخترک با کت قرمز) رنگ به تصویر کشیده میشود تا بار احساسی و نمادین داستان پررنگتر گردد.
تحلیل روانشناسی
از منظر روانشناسی، فهرست شندلر اثری عمیق درباره تحول شخصیت و رویارویی با وجدان است.
شیندلر در آغاز انسانی فرصتطلب و لذتجوست. او بهدنبال شهرت، ثروت و نفوذ است. اما مواجهه مستقیم با خشونت عریان و کشتار بیگناهان باعث بیداری درونیاش میشود. این تحول نمادی از ظرفیت انسان برای تغییر و انتخاب اخلاقی است.
آمن گوت در نقطه مقابل شیندلر قرار دارد. فرماندهای است که از خشونت لذت میبرد و روان او سرشار از سادیسم است. او نشان میدهد چگونه قدرت بیمهار میتواند انسان را به هیولایی بیرحم تبدیل کند.
از دیدگاه روانکاوی، فیلم تصویری روشن از «دوگانه خیر و شر» در روان انسان ارائه میدهد. شیندلر و گوت دو قطب متضادند: یکی در نهایت مسیر وجدان را برمیگزیند و دیگری غرق در تاریکی میشود.
پیام روانشناختی فیلم این است که حتی در دل تاریکترین شرایط، توانایی انتخاب درست در وجود انسان زنده است.
کارگردان و عوامل
فیلم را استیون اسپیلبرگ کارگردانی کرده است؛ کارگردانی که پیش از آن بیشتر به خاطر فیلمهای سرگرمکننده و پرهیجانی مثل E.T. یا Indiana Jones شناخته میشد. اما با Schindler’s List، او نشان داد که میتواند تصویری تکاندهنده و هنری از تاریخ ارائه دهد.
فیلمنامه بر اساس رمان Schindler’s Ark نوشتهی توماس کینیلی است.
بازیگران: لیام نیسون در نقش اسکار شیندلر، رالف فاینس در نقش آمن گوت، و بن کینگزلی در نقش ایزاک استرن بازیهای ماندگاری ارائه کردند.
فیلمبرداری به صورت سیاه و سفید توسط یانوش کامینسکی انجام شد که فضای مستندگونه و بیرحمانه اثر را تقویت میکند.
موسیقی متن توسط جان ویلیامز ساخته شد و ویولنهای جانکجکنندهی ایتزاک پرلمن هنوز هم در حافظه شنیداری سینما دوستان باقی مانده است.
دیالوگهای ماندگار فیلم
«قدرت واقعی این است که ببخشی، نه اینکه بکشی.»
شیندلر به آمن گوت
«اگر یک زندگی را نجات دهی، گویی تمام جهان را نجات دادهای.» (ضربالمثل یهودی که در فیلم نقل میشود)
«من میتوانستم آدمهای بیشتری را نجات بدهم… این ماشین، این پین، چرا نفروختمشان؟» – (شیندلر در پایان فیلم)
این دیالوگها، عصارهای از فلسفه اخلاقی فیلم و بار روانی عمیق آن هستند.
Schindler’s List تنها یک فیلم تاریخی یا جنگی نیست؛ این اثر سفری است به عمق وجدان انسان. ما در آن میبینیم که چگونه فردی خودخواه میتواند در اوج تاریکی به نماد انسانیت تبدیل شود. پیام فیلم فراتر از مرزها و زمان است: هر یک از ما میتوانیم در بزنگاههای زندگی، با انتخابهای خود، سرنوشت انسانهای دیگر را تغییر دهیم.
برای همراهان گرامی ماهخاتون، تماشای از این فیلم میتواند تلنگری باشد که در زندگی روزمره، بیتفاوتی را کنار بگذاریم و نقش فعالتری در مهربانی، همدلی و دفاع از ارزشهای انسانی ایفا کنیم.
نویسنده: فاطمه اکبرزاده
اگر از خواندن این مقاله لذت بردید از مقاله قبلی ما نیز دیدن کنید.
روی لینک زیر کلیک کنید.

