پزشکان من، از این که به سرعت بهبود مییابم راضی هستند.
این درست است که، سلامتیام را به دست آورم.
وقتی به دکتر یا درمانهای حرفه ای نیاز پیدا میکنم، همیشه روشی را بر میگزینم که با دستانی شفابخش، نگرشی مثبت و قلبی عاشق همراه باشد. به نظر من هنگام معاینه یا معالجه، باید به موقعیت پزشک احترام گذاشت زیرا احساس میکنم که من نیز، بخشی از آن تیم پزشکی هستم. میدانم که قدرت درمان واقعی در خود من است و مطمئنم که مرا در این سفر طولانی به خوبی راهنمایی میکند. وقتی در آرامش خود، بر زیباییهای زندگی ام متمرکز می شوم، در اطراف خود فضایی از عشق و آگاهی ایجاد میکنم. میدانم که در حرفه پزشکی، خرد جهانی حکمفرماست، پس آرامش یافته و وقتی این تجربه را کسب میکنم، خوب بودن آن را میپذیرم. هر دستی که بدنم را لمس می کند، دست شفابخش است.
من از نظر جسمی، جنسی، ذهنی و روحی، دقیقا خودم هستم.
من، جنسیتم را دوست دارم.
من معتقدم که در هر دوره ای، پیش از آن که متولد شویم. کشور، رنگ پوست، جنسیت، و والدینمان را انتخاب کرده ایم تا در مدت عمرمان، با هم به کار و زندگی بپردازیم. به نظر من، در هر دوره از زندگی، جنسیت متفاوتی را انتخاب میکنیم؛ بعضی وقتها مرد بودن و بعضی وقتها زن بودن را و چنین است که گاهی اوقات به جنس مخالف تمایل دارم و گاهی وقتها به جنس خودم. هر نوعی از جنسیت، برای انجام فعالیتها و تحمل دشواری ها، عرصه مخصوص به خود را داراست. جامعه نیز بعضی وقتها جنسیت مرا می پسندد، گاهی وقت ها خیر. اما در همه اوقات، من خودم هستم؛ درست و تمام و کامل. روح من هیچ جنسیتی نداشته و فقط شخصیت مرا که دارای جنست خاصی است در بر میگیرد. من، به خود و به هر قسمت از بدنم که جنست مرا شامل میشود عشق می ورزم و دوست دارم.
اگر از خواندن این مقاله لذت بردید از مقاله قبلی ما نیز دیدن کنید.
روی لینک زیر کلیک کنید.
