من، افکارم را با عشق تغییر میدهم.
وقتی افکارم را تغییر میدهم، زندگی ام را تغییر داده ام.
ما نور هستیم، ما، روح هستیم. ما، شگفت آوریم و همه سزاوار بودن. زمان آن فرا رسیده که اعتراف کنیم: (ما، ماهیت خویش را آفریده ایم.) ما، ماهیت خویش را با اندیشههایمان خلق کرده ایم. پس اگر بخواهیم ماهیتمان را تغییر بدهیم، باید اندیشه هایمان را نیز تغییر دهیم. و این کار را باید با فکر و کلام تازه، و نیز راههای مثبت انجام داد. مدتها پیش فهمیدم که اگر تفکرم را عوض کنم، میتوانم زندگی ام را نیز تغییر دهم. در واقع تغییر تفکر، سقوط شرطها و محدودیتهای اطرافمان است. وقتی دیوار محدودیتها سقوط کردند، از بینهایتها و بیکرانهایی که اطراف زندگیمان را فراگرفته آگاه میشویم. از آن پس خواهیم فهمید که واقعاً، درست و کل و کامل هستیم. و این اندیشه، هر روز برایمان ساده تر خواهد شد.
من در جهان خود کاملا توانا هستم.
من، حاکم زندگی خویش هستم.
هیچ کس، هیچ جا، یا هیچ چیزی قدرتی فراتر از من ندارد، زیرا من، تنها اندیشنده در ذهن خویش هستم. چونان کودکی، نشانه های اختیار خدایان را پذیرفتم. اکنون می آموزم که قدرتم را باز پس گرفته و نشان اختیار خویش باشم، و خود را نیز چون مسؤولی قدرتمند بپذیرم؛ آنچنان که هر صبح می اندیشم، خرد درونی خویش را احساس کنم. مدرسه زندگی، عمیق ترین و کامل ترین مدرسه ای است که خود را در آن، آموزگار و آموزنده مییابیم. ما همه به این مدرسه می آییم تا چیزهایی را یاد داده و چیزهای دیگری را نیز یاد بگیریم. وقتی به اندیشههای خویش گوش میسپارم، ذهنم را به سوی اعتماد به خود درونی ام هدایت میکنم. پرورش دهید، آغاز کنید و واگذارید همه کارهای روی این کره خاکیتان را به سرچشمه الهیتان. همه چیز خوب است.
اگر از خواندن این مقاله لذت بردید از مقاله قبلی ما نیز دیدن کنید.
روی لینک زیر کلیک کنید.
