فیلم «پسری با پیژامه راهراه» اثری است تکاندهنده، عمیق و انسانگرایانه که با نگاهی کودکانه، تراژدی یکی از تلخترین برهههای تاریخ بشریت را بازگو میکند. این فیلم، تماشاگر را به قلب جنگ جهانی دوم، اردوگاههای کار اجباری و تبعیض نژادی میبرد، اما نه از زاویهای خشن یا صرفاً تاریخی؛ بلکه از دریچه نگاه یک پسر بچهی آلمانی ۸ ساله به نام «برونو» که درگیر ناآگاهی، سادگی و معصومیت کودکانه خود است.
فیلم با روایت ساده و خطی خود، آرامآرام تماشاگر را در یک فضای ظاهراً بیخطر غرق میکند، اما در پس آن، واقعیتی هولناک را آشکار میسازد. آنچه فیلم را از دیگر آثار مربوط به هولوکاست متمایز میسازد، همین زاویه دید است: داستان از دید دو کودک روایت میشود، نه از نگاه سرباز، فرمانده، قربانی یا مورخ.
مشخصات فیلم:
| عنوان اصلی: | The Boy in the Striped Pyjamas |
| سال تولید: | ۲۰۰۸ |
| کارگردان: | مارک هرمن (Mark Herman) |
| فیلمنامهنویس: | مارک هرمن (براساس رمانی از جان بوین) |
| ژانر: | درام، تاریخی، جنگی |
| مدت زمان: | ۹۴ دقیقه |
| زبان: | انگلیسی |
| محل فیلمبرداری: | مجارستان |
| بازیگران اصلی: | آسا باترفیلد (Asa Butterfield)، جک اسکنلون (Jack Scanlon)، ویرا فارمیگا (Vera Farmiga)، دیوید تیولیس (David Thewlis) |
خلاصه داستان:
برونو، پسر ۸ سالهٔ یک فرمانده نازی، بههمراه خانوادهاش از برلین به منطقهای خارج از شهر نقل مکان میکند. خانهی جدید آنها در نزدیکی اردوگاهی قرار دارد که پدرش مسئول آن است. برونو که از محیط جدید خسته و کنجکاو است، روزی در حال جستوجو در اطراف خانه، با پسری همسن خود به نام شُمول آشنا میشود؛ پسری نحیف، با سر تراشیده و پیژامهای راهراه که پشت یک سیمخاردار زندگی میکند.
رابطهی این دو کودک، در حالی شکل میگیرد که هیچکدام درک درستی از واقعیتهای اطراف ندارند. برونو نمیداند آنسوی سیمها چه میگذرد و شمول نیز در دنیای خود اسیر ظلم و ستم است. این دوستی کودکانه، سرانجامی تراژیک و تکاندهنده دارد که تا مدتها ذهن تماشاگر را درگیر خواهد کرد.
تحلیل و بررسی فیلم:
زاویه دید متفاوت
برخلاف بسیاری از فیلمهای مربوط به جنگ جهانی دوم، «پسری با پیژامه راهراه» بهجای تمرکز بر وقایع سیاسی یا نظامی، از دریچه نگاه کودکان به جنگ مینگرد. این رویکرد باعث میشود داستان بسیار انسانیتر، ملموستر و دردناکتر شود. برونو نماد معصومیت است؛ کودکی که قربانی ناآگاهی و فضای آلودهٔ اطرافش میشود.
نماد کودک و بیگناهی
برونو و شمول هر دو نماد بیگناهی هستند. آنها از نژاد، مذهب، سیاست یا نفرت چیزی نمیدانند. تنها مفهومی که در رابطه آنها معنا دارد، «دوستی» است. این دوستی ساده اما واقعی، به شکلی نمادین، مرزهای ساختگی بین انسانها را زیر سؤال میبرد.
نقد پنهان بر نظام نازی و فاشیسم
فیلم بدون نیاز به نمایش صحنههای خشن، تصویری تلخ از جنایتهای نازیها ارائه میدهد. فرمانده نازی در خانه پدر مهربانی است، اما در اردوگاه فرمانده بیرحمی است. این تضاد، نشاندهنده قدرت ایدئولوژی در تغییر انسانهاست.
همچنین مادر خانواده که در ابتدا از وضعیت اردوگاه بیخبر است، پس از فهمیدن واقعیت، دچار فروپاشی روانی میشود؛ نمایشی از تضاد اخلاقی درون جامعه آلمان نازی.
پیامهای عمیق فیلم:
۱. جهل خطرناک است: ناآگاهی برونو، نهتنها زندگی خودش، بلکه زندگی اطرافیانش را نیز به خطر میاندازد.
۲. نفرت ساختگی است: نفرت از یهودیان یا هر نژاد دیگر، ساخته و پرداخته ذهن بیمار قدرتطلبان است.
۳. کودکان، قربانیان خاموش جنگاند: فیلم بهزیبایی نشان میدهد که کودکان، بیآنکه بخواهند، وارد بازیهای بزرگسالان میشوند و بهای آن را میپردازند.
۴. مرزها توهماند: سیمخاردار میان برونو و شمول، بیش از آنکه یک مانع فیزیکی باشد، نماد مرزهای فرهنگی، نژادی و ذهنی است که آدمها بین خودشان کشیدهاند.
بازیگری و کارگردانی:
آسا باترفیلد در نقش برونو، بازیای بهیادماندنی ارائه میدهد. چهرهی معصوم، نگاههای کودکانه و لحن بیاطلاعش کاملاً با فضای فیلم هماهنگ است. جک اسکنلون نیز در نقش شمول، نماد درد و نجابت است.
کارگردانی مارک هرمن بسیار هوشمندانه و بدون اغراق است. او موفق میشود با کمترین دیالوگ و بدون نیاز به صحنههای خشونتبار، احساس ناامنی، ترس و اضطراب را به بیننده منتقل کند.
نقطه اوج و پایانبندی:
پایان فیلم از تأثیرگذارترین و دردناکترین پایانهای سینماست. زمانی که برونو برای همراهی با دوستش به آنسوی سیمخاردار میرود و سرنوشت آنها در کورههای آدمسوزی رقم میخورد، تماشاگر شوکه میشود.
نبوغ فیلم در این است که پایان تراژیک را بدون فریاد، بدون اغراق و بدون نمایش کامل واقعه به نمایش میگذارد؛ همین سکوت، همانقدر که مؤثر است، نفسگیر نیز هست.
نظر منتقدان و بازخوردها:
فیلم «پسری با پیژامه راهراه» در زمان اکرانش بازخوردهای متفاوتی دریافت کرد. برخی منتقدان آن را شاهکاری تأثیرگذار دانستند و برخی دیگر به نادقیق بودن اطلاعات تاریخی در آن ایراد گرفتند. با این حال، همه بر این نکته توافق دارند که این فیلم یکی از انسانیترین روایتهای هولوکاست است.
امتیاز IMDb: 7.7 از ۱۰
امتیاز Rotten Tomatoes: 63% (منتقدان)، ۸۷% (مخاطبان)
نتیجهگیری
«پسری با پیژامه راهراه» فیلمی است که تماشای آن ساده نیست، اما ضروری است. این فیلم ما را مجبور میکند که دربارهی وجدان، تعصب، مرز، جنگ و انسانیت دوباره فکر کنیم. فیلم نهتنها یک داستان تاریخی است، بلکه آیینهای است روبهروی ما تا ببینیم چقدر راحت میتوان از معصومیت به بیرحمی رسید، و چقدر آسان است که با نادانی، فاجعهای بیافرینیم.
اگر از خواندن این مقاله لذت بردید از مقاله قبلی ما نیز دیدن کنید.
روی لینک زیر کلیک کنید.




