سر آمد کنون نامه یزدگرد
به ماه سپندارمذ، روز ارد
شاهنامه فردوسی را می توان به عنوان سند و شناسنامه ی هویت ملی ایرانیان بر شمرد. شاهنامه فردوسی یکی از بزرگترین شاهکارهای ادبی جهان است. به جرات می توان گفت هر فرد ایرانی در طول زندگی خود حتما ابیاتی از شاهنامه را خوانده و یا شنیده است.
حکیم ابولقاسم فردوسی در طول سی سال این اثر منظوم را سرود و بدین ترتیب زبان پارسی را که پس از حمله ی اعراب به ایران در معرض خطر نابودی بود را نجات داد.

فردوسی تاریخ ایران از ابتدا تا فتح ایران توسط اعراب در سده هفتم را در شاهنامه به نظم در آورده است. زندهیاد دکتر محمدامین ریاحی در کتاب «سرچشمههای فردوسیشناسی» چنین نوشته است که:
«میتوان سیر تدوین و به پایان بردن شاهنامه را به پنج دوره تقسیم کرد. دوره نخست که همزمان با روزگار جوانی فردوسی است، شاعر به نظم پارهای از داستانهای پراکنده شاهنامه همانند بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، سیاوش و یکی، دو داستان دیگر میپردازد. در دوره دوم که سالهای کار و کوشش اوست، فردوسی در سن چهل سالگی و در حدود سال ۳۷۰ قمری، نظم شاهنامه را براساس شاهنامه منثور ابومنصوری آغاز میکند و ۱۴ سال بعد (۳۸۴ ق) نخستین تدوین کتاب را به پایان میرساند. دوره سوم که آن را سالهای انتظار نامیدهاند، از ۳۸۴ تا ۳۹۵ قمری (۵۴ تا ۶۵ سالگی فردوسی) به طول میانجامد.»
فریدون جنیدی شاهنامه پژوه و اسطوره شناس معاصر نیز در باب پایان سرایش شاهنامه توسط حکیم ابوالقاسم فردوسی چنین می گوید:
«در گذشته، روزها در تقویم ایرانی هر کدام نامی داشتند و شمارش هفتگی وجود نداشت. به این ترتیب ماه با روزهای «اورمزد» یا اهورامزدا، «بهمن» یا هومن به معنای نیکاندیش که صفت خداوند است، «ارداوهیشت» که امروزه به غلط آن را اردیبهشت میخوانند و به معنای پاکیست که صفت دیگر خداوند است و… هرگاه نام روز با نام ماه، برابر میشد، ایرانیان آن روز را جشن میگرفتند. مثل جشن مهرگان که «مهر» نام روز شانزدهم هر ماه است و این روز در ماه مهر، به اسم مهرگان شناخته میشود.

این پژوهشگر زبان های باستانی معتقد است که ابیات پایانی شاهنامه به شرح زیر می باشد:
سرآمد کنون نامه یزدگرد به ماه سپندارمذ، روز اِرْد
****
که پیوستم این نامهی نامدار ز هجرت شده پنج، هشتاد بار
****
هر آنکس که دارد هُش و رای و دین پس از مرگ بر من کند آفرین
روان فردوسی نکو باد
منابع: گفتگوهای اختصاصی فریدون جنیدی
کتاب سرچشمه های فردوسی شناسی ، نوشته ی دکتر محمد امین ریاحی