ماهخاتونیهای عزیز، در زندگی هرکدام از ما لحظاتی هست که هنوز هم با گذشت سالها در ذهنمان زندهاند. گاه این لحظهها به دوران کودکی بازمیگردند؛ روزهایی که ذهن و روان ما مانند خاکی نرم، پذیرای هر نوع تجربهای بود. تروما یا آسیب روانی در دوران کودکی، نه تنها بر کیفیت کودکی فرد تأثیر میگذارد، بلکه بسیاری از انتخابهای مهم او در بزرگسالی، بهویژه در زمینه روابط عاطفی، را تحتتأثیر قرار میدهد.
تروما در کودکی میتواند اشکال مختلفی داشته باشد؛ از سوءرفتار فیزیکی و عاطفی گرفته تا نادیدهگرفتهشدن، طردشدن یا مشاهده مشاجرات خانوادگی. این تجربیات میتوانند باعث شوند کودک با الگوهای روانی ناپایدار رشد کند؛ الگوهایی که سالها بعد، در انتخاب شریک زندگی، سبک دلبستگی، و حتی میزان اعتماد به دیگران نمایان میشوند.
فردی که در کودکی طرد شده، ممکن است در بزرگسالی دلبستگی اضطرابی یا اجتنابی داشته باشد؛ یعنی یا بیشازحد به عشق نیاز داشته باشد یا از صمیمیت فرار کند. این رفتارها گاه ناخودآگاه هستند، اما میتوانند مسیر روابط را به شدت متزلزل کنند.
معرفی کتاب مرتبط
یکی از کتابهای برجسته در این زمینه، «بدن حافظه دارد» (The Body Keeps the Score) اثر دکتر بسل ون در کُولک است. این کتاب توضیح میدهد که چگونه تجربیات دردناک دوران کودکی در بدن و روان ذخیره میشوند و چگونه تأثیراتشان میتواند در تصمیمات مهم زندگی ما، از جمله روابط عاطفی، خودش را نشان دهد. او مینویسد:
“ما گذشته را فراموش میکنیم، اما بدن ما هرگز آن را رها نمیکند.”
نقلقولهای روانشناسان بزرگ
دکتر کارل راجرز، رواندرمانگر انسانگرا، میگوید:
“وقتی کسی شنیده شود، رشد اتفاق میافتد.”
این جمله ما را به یاد آن میاندازد که چگونه بیتوجهی در دوران کودکی میتواند فرد را برای همیشه در جستجوی شنیدهشدن باقی بگذارد.
دکتر جان بولبی، بنیانگذار نظریه دلبستگی، نیز معتقد بود:
“روابط اولیه کودک با مراقبینش، اساس تمام روابط آینده او را میسازد.”
اگر این رابطه امن نباشد، فرد برای همیشه با الگوهای ناپایدار پیوند خواهد خورد.
نمونههایی از زندگی واقعی و قابل درک دختری که در کودکی شاهد خیانت والدین بوده، ممکن است در بزرگسالی به شریکهای غیرقابلاعتماد جذب شود تا ناخودآگاه “الگوی آشنا” را بازسازی کند. یا پسری که مادرش او را مرتب سرزنش میکرده، در آینده ممکن است بهسمت زنانی جذب شود که دائم او را نقد میکنند؛ چون مغز او این الگو را بهعنوان «عشق» شناخته است.
توصیههایی برای بهبود و آگاهی
۱. رواندرمانی یا درمان مبتنی بر تروما: اگر متوجه شدید که الگوهای عاطفی تکرارشونده و ناسالم دارید، مراجعه به رواندرمانگر متخصص تروما میتواند کمک شایانی کند.
۲. نوشتن تجربیات کودکی: یادداشتکردن خاطرات دوران کودکی و تحلیل احساسات میتواند کمک کند که ریشهی بسیاری از رفتارهای فعلیمان را بهتر درک کنیم.
۳. بازسازی درونی “کودک درون”: مواجهشدن با کودک درون آسیبدیده، و مراقبت از او به جای سرزنش کردنش، آغاز مسیر درمان است.
۴. رابطه سالم را تمرین کنید: عشق و اعتماد آموختنی است. از روابطی که حس امنیت میدهند، استقبال کنید.
شاید دردناک باشد که به گذشته برگردیم، اما نادیدهگرفتن آنها اغلب هزینههای سنگینتری دارد. بپذیریم که روان ما همانقدر مهم است که جسممان؛ پس همانطور که به جسم خود رسیدگی میکنیم، برای التیام زخمهای روانیمان نیز وقت بگذاریم.
نویسنده: فاطمه اکبرزاده
اگر از خواندن این مقاله لذت بردید از مقاله قبلی ما نیز دیدن کنید.
روی لینک زیر کلیک کنید.

