۳۱ شهریور – ۲۲ September

روز جهانی کرگدن

من مادر هستم، یک کرگدن!🦏

سلام، کرگدن!😳

اینجا چی کار می‌کنی؟ این موبایل منه تو دست توئه؟!

کرگدن سر سنگینش را بالا گرفت. سایه‌ی شاخش مثل خطی تیره روی دیوار افتاد. و تک ناخن ضخیمش را که صفحه‌ی گوشی را بالا و پایین می‌کرد یک لحظه ثابت نگه داشت.

بوی خاکِ خشکِ جنگل همه‌ی اتاق را پُر کرده‌بود.

ملتمسانه گفتم:

عینکم رو هم برداشتی؟!… می‌دونستم بیناییت خیلی کمه ولی خب نمی‌دونستم سواد داری! 🙄

از بالای عینک چشم‌هایش را ریز کرد؛

من سریع خودم را اصلاح کردم:

اگه لازمش داری، مال تو — من یکی دیگه دارم. یعنی دو تا دارم؛ یکی برای دور، یکی برای مطالعه. آخه منم مثل تو چشمم ضعیفه!

انگار تأییدی برای افکارش پیدا کرده باشد با لحن ناراضی و زیر لب گفت:

می‌دونم همش می‌خوای شبیه من باشی!

و بعد با صدای بم و بلندتر ادامه داد:

امروز روز جهانی کرگدنِِ! 🦏

ساکت و کنجکاو نگاهش کردم.

صدای نفسِ سنگینش، قاب‌چراغ را لرزاند و آرام و کمی ته‌دار ادامه داد:

اومدم ببینم چرا همه جا اسم منو می‌ذارین — روی کافه، روی کتاب، روی مجله و حتی انتشارات— اما خودِ گنده‌مو هیچ‌وقت نمی‌بینینو فقط به شاخم همین تک عاجم چسبیدید؟!… 🤔

خودِتو تا حالا کرگدن دیدی؟!

نه الان! قبلاً، دوستات، فامیل… کسی منو دیده تا حالا؟!

نفسش بند آمده‌بود، اما عصبانی‌تر از آن بود که مکثی کند:

الکی روز جهانی، روز جهانی… این چیه شما یاد گرفتین، هیچی هم ازش درنمی‌آد؟!

خوب، من با تنهایی‌هام، با پوستِ کلفتی که فقط ظاهرمو نجات داده تو تنهایی‌ام موندم، بله موندم!

خوب که چی؟!

الان روز جهانی گذاشتید، چه دردی دوا شد؟!

بالاخره نفس کشید. دم و بازدم بزرگی که همه‌ی کاعذهای روی میزم را در اتاق پراکنده کرد.

لبخند کجی زد، جوری که بخواهد مدرکی را رو کند، گوشی را به سمتم گرفت؛ صفحه‌‌ی پُر از شعر و نمایشنامه و عکس‌هایی درباره کرگدن.

هه هه! اینجا رو ببین نوشتی: «من مادر هستم، یک کرگدن!»

بعد زیر لب، آهسته‌تر به خواندن ادامه داد:

موندم تنها. بچه‌هام یکی‌یکی رفتن، همه فکر می‌کنن قوی‌ام، اما هیچ‌کس نمی‌دونه زیر این پوستِ زخمی چه دلتنگی‌ای پنهانه!

تکان سنگینی خورد تا درجایش، روی صندلی میز تحریرم که حالا اثری از پایه‌هایش دیده نمی‌شد، راحت‌تر بنشیند:

خوب پس شما فکر می‌کنی کرگدنی؟!

جواب دادم:

ننننه، نننننه!

خب، من داشتم برای همین مناسبت، روز جهانی کرگدن، دیشب چیز می‌نوشتم؛ دنبال مطلب بودم. می‌بینی گوشیم پر از سرچ‌های درباره‌ی کرگدنه — درباره‌ی تو!

آرام گوشی را روی میز گذاشت. بعد گفت:

باشه، اگه می‌خوای تو حرف بزن، من گوش می‌دم. من خیلی کاری ندارم. بیا، اینم عینکت — من بدون عینک هم عادت دارم ببینم. یعنی… نمی‌بینم، می‌شنوم. باشه، بگو، بگو من می‌شنوم. درداتو بگو؛ چرا حس می‌کنی شبیه منی؟

دست‌هایم به لرزه افتاده‌بود؛ با تته‌پته و لکنت، حس کسی را داشتم که گیرافتاده‌است و دارد محاکمه می‌شود:

حق دارید، کاملاً حق با شماست. خب من که منقرض نمی‌شم — دردِ من از دردِ تو کمتره، درد من قطعاً از درد شما کمتره…

ساکت شدم.

گفت:

راحت باش، هول نشو. باشه باشه، من فقط خواستم…

ولش کن، هیچی — تو خودت اوضات خیلی خرابه!

و همان‌طور که آمده بود، محو شد.

تنها چیزی که ماند، سایه‌ی شاخی روی دیوار بود؛ مثل خطی سیاه از تنهایی!

الهام زنجانیان 

شهریور ۱۴۰۴

نوشتن درباره نوشتن

از خاتون جان خواسته بودید؛ چک‌لیستی برای ویرایش بار آخر قبل از انتشار نوشته تنظیم کنم:

_جذابیت داستان؛

آیا اولین جمله خواننده را می‌کشد داخل داستان؟

_تعاملی بودن و درگیر کردن مخاطب؛

آیا هر تصویر حسِ خاصی(دیداری/شنیداری/بویایی) می‌سازد؟

_آیا هر خط دیالوگ کارکردی دارد (شخصیت، اطلاعات یا تعمیقِ تم)؟

_آیا کلمات اضافه حذف شده‌اند؟

_ آیا پایان باز؛ اما رضایت‌بخش است؟

_ آیا علامت‌گذاری‌ها و نیم‌فاصله‌ها درست‌اند؟

تمرین

سه تمرین کوتاه (برای بهتر شدنِ متن)

۱. نسخهٔ ۱۰۰ کلمه‌ای بسازید: متن را طوری فشرده کن که همان تصویر و پایان بماند اما در ۹۰–۱۰۰ کلمه.

۲. دیدگاه را عوض کنید: یک پاراگراف بنویس که کرگدن از زاویهٔ دید خودش یک‌خطی دربارهٔ مادر بگوید.

۳. پایان‌ متفاوت: سه پایان بنویسید — غمگین، تلخ‌طنز، و شاکی/کنایه‌آمیز — هر کدام ۱ تا ۲ جمله.

 


اگر از خواندن این مقاله لذت بردید از مقاله قبلی ما نیز دیدن کنید. 

روی لینک زیر کلیک کنید. 

 

Maahkhatoon97

راهنمای خرید شورت زنانه و اندازه آن

چگونه سایز شورت زنانه را بفهمیم؟

شاید برای شما هم پیش آمده باشد

معرفی ۶ مکان دیدنی تهران که باید ببینید!

وقتی نام تهران به میان می‌آید، ذهن

روز جهانی آلزایمر

به مناسبت ۳۰ شهریور – ۲۱ September

دسته‌‌ی قوری

به نام پروردگار نوشتن برای نوشتن نویسنده:

یادداشت برداری

نوشتن برای نوشتن ⌨️یادداشت‌برداری از خاتون جان

مدیریت استرس با تغذیه مناسب

استرس به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی مدرن

بیسکویت زنجبیلی سالم

بیسکویت زنجبیلی سالم

این دستور پخت بیسکویت زنجبیلی سالم من

میگو تمپورا

میگو تمپورا

این تمپورای میگو خمیری سبک و ترد

کوکو ذرت کدو سبز

کوکو ذرت کدو سبز

این دستور پخت کوکو ذرت و کدو

سفر به استان لرستان و تجربه طبیعت بکر آن

استان لرستان یکی از غنی‌ترین و در

اشتباهات رایج در خرید کیف

خرید کیف، چه برای استفاده روزمره و