من آرامش دارم، میدانم که زندگی همیشه مرا حمایت میکند.
زندگی مرا حمایت میکند.
من نه، تنها هستم و نه در این جهان به حال خود واگذارده شده ام. همه زندگی، مرا هر لحظه از روز و شب حمایت میکند. هر چیزی را که برای موضوعی خاص در زندگی نیاز داشته باشم، همواره برایم فراهم می آورد. من تا آخرین لحظات زندگی، به قدر کافی نفس دارم و در زمین، تدارک غذاهای زیادی دیده شده است. میلیونها انسان در این کره خاکی وجود دارد، که هر روز با هم در ارتباط بوده و برخوردهای متقابل دارند. من نیز در این میان حمایت شده هستم. هر اندیشه ای که از ذهنم میگذرد، آینه حوادث و اتفاقاتی است که برای من وجود خواهد داشت. زندگی، همیشه به من «بله» میگوید. هر چه برای انجام دادن نیاز دارم، به جهت وفور نعمت و پشتیبانی که از من می شود، با لذت و شادی فراهم خواهد شد. اکنون، با تمام هوشیاری درونیام، از همه الگوها و اعتقادات منفی به سوی جهات مثبت و خوب زندگی حرکت میکنم. زندگی مرا دوست داشته و حمایت میکند.
من، برای این مدت عمر، بهترین والدین را انتخاب کردم.
همه زندگی، بخشی از خانواده ام هستند.
من، همه خانواده ام را، چه آنهایی که زندهاند و چه آنهایی که مردهاند، همه را در یک مجموعه دوست داشتنی قرار میدهم و احساس میکنم که تجربیاتی موزون و جالب هستند که برای همه ما مفهوم و معنای خاصی دارند. با آنها احساس خوشبختی میکنم و وقتی همه چیز مطابق میل است، دور هم جمع میشويم. پیشینیان ما که قبل از ما میزیستند، از دانش و معلوماتی که داشتند به بهترین شکل استفاده میکردند، و بچه هایی که هنوز به دنیا نیامدهاند، نظرات تازهای پیش رو خواهند داشت که با فهم و درک خود، بهترین را انجام خواهند داد. با هر روزی که میگذرد، نسبت به این که از محدودیتهای خانواده قدیمی رها شده و به سوی توازنی الهی چشم بگشایم، احساس وظیفه بیشتری میکنم. به نظر من، با هم بودن خانواده، فرصتی است برای تقسیم دردها و دلسوزی نسبت به هم.
اگر از خواندن این مقاله لذت بردید از مقاله قبلی ما نیز دیدن کنید.
روی لینک زیر کلیک کنید.
