عشق مطلق، به راستی که عشقی است بدون انتظارات.
فقط همانی باش که هستی .
من، خود را با شرایط کنونی دوست دارم و میپذیرم. در چنین موقعیتی، برای اعضای درونی بدنم نیز احساس آرامش میکنم، و این حس را دارم که عضلات گردنم به راحتی و نرمی کار خود را انجام میدهند. پیش از این در برابر عشق و مقبولیت مقاومت میکردم و بر این عقیده بودم که باید وزنم را کم کنم. شغلی در رده بالا داشته باشم، عاشق شوم، و پول یا هر چیز دیگری که لازم است به دست آورم. چیزی که اتفاق افتاد این بود: وقتی وزنم کم شد ثروت زیادی به دست آوردم، باز هم هیچ علاقه ای به خود نداشتم. پس لیست دیگری برای خود درست کردم. این بار، توقعات و انتظاراتی را که از خود داشتم، از لیست حذف کردم. دیگر قدرتی شگفت انگیز در من وجود داشت. از این که فقط همانی باشم که هستم، شور و لذت فراوانی در خود احساس می کنم.

من، با جامعه آشتی هستم.
من، قلبم را به روی همه مردم باز میکنم.
فکر میکنم زمان آن رسیده که به آن سوی اندیشه محدودمان حرکت کرده و نمای عالم هستی از زندگی را، بیشتر نمایان سازیم. جامعه بشری ساکن در این کره خاکی، به مقیاسی راه یافته که تاکنون آن را هرگز ندیده است. امروزه، پایه های معنویت، پل ارتباطی بین ما به شمار می آیند. ما از نظر روحی، می آموزیم که همه در یک سطح هستیم و بنابه دلایلی، این را نیز نزد این را خود انتخاب خود مجسم میکنیم؛ این انتخاب ماست. به اعتقاد من، این را خود انتخاب کرده ایم که عمیقاً خودمان را بخشی از نیروی شفابخش این سیاره خاکی بدانیم. به خاطر داشته باشید که وقتی حتی کمی اندیشه میکنید، آن اندیشه از ذهن شما به بالا صعود کرده و با همفکرانی که همان گونه می اندیشند، ارتباط برقرار خواهد کرد. اگر به قضاوتهای سنتی، تعصبها، گناه و ترس دل بسته باشیم. هرگز به سطوح هوشیاری نوین نخواهیم رسید و اگر به خود و دیگران، بی قید و شرط عشق بورزیم، همۀ سیاره خاکیمان بهبود خواهد یافت.
اگر از خواندن این مقاله لذت بردید از مقاله قبلی ما نیز دیدن کنید.
روی لینک زیر کلیک کنید.