مجله بانوان

برخی از دلایل شکست در روابط عاشقانه

عشق تجربه‌ای اعجازگونه و قدرتمند است. در ابتدای هر دیدار، هر گفت‌وگو و هر لحظه، بسیار درست و بی‌کم‌ و کاست به‌نظر می‌رسد، اما به‌زودی این جاذبه و شیفتگی، به یک رابطه تبدیل می‌شود و ما با دشواری‌های شریک شدن

چرا آدمها پشت سرتان حرف میزنند؟

  ۱) شما فردی موفق هستید در بسیاری از موارد، آدمها وقتی پشت سرتان حرف میزنند که شما به چیزی رسیده باشید که آنها قدرت آن را نداشته باشند. پیشرفتهای حسادت آور است که معمولاً جرقه شروع غیبت پشت سر

فبک 8_ ملاقات با آقای بازرس

  به نام آنکه فکرت آموخت آنجا برو که دلیل و استدلال تو را می‌برد نویسنده: الهام زنجانیان (مدرس فلسفه برای کودکان) داستان آشنایی من با فبک_قسمت هشتم_ فلسفه برای کودکان و نوجوانان(فبک) فرصتی برای بازسازی آموزش و پرورش برنامه

داستان یک فنجان

گریز ای جان ز بلای جانان که تو خام مانی چو بلا نباشد «مولوی» «داستان یک فنجان» پدربزرگ و مادربزرگی به یک فروشگاه می روند. آنها می خواهند برای نوه شان یک هدیه تولد بخرند. ناگهان مادربزرگ چشمش به یک

ارزش ما بر چه مبنایی تعیین می شود؟

آیا تا به حال از خود پرسیده اید که ارزش وجودی شما بر چه مبنا و پایه ایی تعیین می شود؟ “ماهیت واقعی و راستین من بر مبنای دارایی هایم تعیین می‌شود” با گذشت زمان، ما این پیام را در

هر آنچه قبل از ازدواج باید بدانید!

  💗چه عادت هایی دارد؟ آیا شما سحرخیز هستید؟ همسر آینده تان چطور؟ چند ساعت در شبانه روز تلویزیون تماشا می کنید؟ آیا طرف مقابلتان آدم ولخرج، مقتصد یا خسیسی است؟ چقدر کار می کند؟ بهتر است بدانید همسر آینده

چند نمونه از رفتارهای ناشی از جانفشانی

  تمایل برای پرهیز از نگرشی که به آرامش و آسایش منجر می شود به اشکال زیادی ظاهر می گردد، چندان که توصیف همه آنها دراینجا میسر نیست و تنها می توان به چند نمونه از آن اشاره کرد. با

عوامل ویران کننده روابط عاطفی چیست؟

  ۱️⃣ اولویت‌های خانوادگی مهمترین منبع استرس‌زا در روابط بیشتر زوج‌ها، روابطی است که خارج از آن دو نفر است. والدینتان، خواهر و برادرهایتان و دوستانتان را دست‌کم نگیرید. باید بدانید که وقتی به همسرتان «بله» گفته‌اید یعنی او را

حکایت جنگل ما

  مورچه هر روز صبح زود سر کار می رفت و بلافاصله کارش را شروع می کرد. رئیسش که یک شیر بود، از اینکه می دید مورچه می تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود.بنابراین بدین منظور

دندان عاریه شابی جان!

  همان طور که گفته بودم خانه ما در امیر آباد بود.کوچه امین، یک آپارتمان شش طبقه ای که ما در طبقه دوم آن زندگی می کردیم و مادر بزرگ پدری ام که ما او را شابی (_شاه بی بی_