داستانک

داستانک

ایکار، انسان پرنده

  وقتی تزه توانست به کمک ریسمان

مخفیگاه ناپیدا

در گذشته های بسیار دور، آدم

بهترین غذاها

سوفیوس روز به تمامی پرسش ها با

کارگران مشغول کارند

روزی خبرنگاری از کنار یک بنای در

مردی که زیاد سفر کرده بود

روزی بعضی از شاگردان تصمیم گرفتند مرا

به باغ خود رسیدگی کنید

گاهی آثاری از جنگی که در دوردست

همه چیز از یک رویا آغاز میشود

دوستی به نام «مونتی رابرز» دارم که

دو پسرعمو

یکی از شاگردان پرسید:« استاد، راز تندرستی

مرغابی های زندگیتان را بشمارید

چند ماه قبل با یک مشکل جسمانی

چشم اسب آبی

روزی اسب آبی داشت از مرداب می