این نوشته روایتی است از تجربهی زیستهی یک مربی فلسفه برای کودکان و نوجوانان؛ تجربهای که از کودکی آغاز میشود و سالها بعد، در حلقههای گفتوگوی فلسفی با کودکان معنا پیدا میکند. _«گوشواره» داستانی است برای اندیشیدن درباره انتخاب، تفاوت،
شاگرد جوانی که آرزو میکرد بزرگترین دانشمند زمین شود،در بارۀ پیر فرزانهای شنید که در دورترین نقطۀ کشورش زندگی میکرد و بیشتر به حرفۀ آهنگری میپرداخت. این خبر چنان شاگرد جوان را آشفته خاطر ساخته بود که بلافاصله به راه
این نوشته بخشی از مجموعه «داستان آشنایی من با فبک» است؛ روایتی شخصی و تربیتی از مواجهه با فلسفه برای کودکان و نوجوانان (P4C) که میکوشد تجربه زیسته، طرح درس و پرسشهای فلسفی را در کنار هم برای والدین و
(جنبه های خوب بدبختی و جنبه های خوب خوشبختی) کشاورز چینی هنگام برگزاری بازار بهاری،کره اسب مادهای خرید. او همه پس اندازش را برای خرید این اسب داد. متاسفانه همین که کره اسب را به محوطۀ مخصوص اسب ها برد،کره
«به نام آنکه فکرت آموخت» این نوشته بخشی از مجموعه «داستان آشنایی من با فبک» است؛ روایتی شخصی و تربیتی از مواجهه با فلسفه برای کودکان و نوجوانان (P4C) که میکوشد تجربه زیسته، طرح درس و پرسشهای فلسفی را در
مردی پس از دریافت حقوقش فهمید که بیست وپنج دلار به او اضافه پرداخت شده است. او از این بابت به کار فرمایش چیزی نگفت. از سوی دیگر، کارفرما به اشتباهش پی برد و بیست و پنج دلار اضافی
این نوشته بخشی از مجموعه «داستان آشنایی من با فبک» است؛روایتی شخصی و تربیتی از مواجهه با فلسفه برای کودکان و نوجوانان (P4C)که میکوشد تجربه زیسته، طرح درس و پرسشهای فلسفی را در کنار هم برای والدین و مربیان قابل
چهار شاگرد برای به دست آوردن ثروت به راه افتادند. سه تا از آنها آنقدر چیزهای زیادی یاد گرفته بودند که آدم های باسواد مدرک داری شده بودند،اما عقل سلیم و درک عملی که قابل کاربرد در زندگی باشد،نداشتند. چهارمی،برعکس
روزی پادشاه ایالتی دور دست در سرزمین هند، از اسب به زیر افتاد و پایش شکست. هرچه پزشک های مختلف را فرا خواندند تا او را علاج کنند، بی فایده بود، هیچ یک نتوانستند کاری کنند و شاه مجبور شد
این نوشته بخشی از مجموعه «داستان آشنایی من با فبک» است؛ روایتی شخصی و تربیتی از مواجهه با فلسفه برای کودکان و نوجوانان (P4C) که میکوشد تجربه زیسته، طرح درس و پرسشهای فلسفی را در کنار هم برای والدین و