ماه خاتون » داستانک » برگه 27
مرد فقیری با خانواده اش در یک
سواری در بیابان با فرا رسیدن شب
به نام آنکه فکرت آموخت وَعَلَّمَ آدَمَ
میرزا آقاخان نوری و یک سؤال شخصی
روزی روزگاری شاهی بود بی کار و
در یک باغ بزرگ پرتقال، روی یکی
روزی روزگاری مردی جوان نزد استاد
قبل از آنکه تله موشی بسازیم، ببینیم
دوستان ما فرشته هایی هستند که وقتی
در روزگاران قدیم درب قصر یکی از