کافه رستوران ستاره ی نقره ای

 در داستان فلسفی, داستانک

حالت کنونی جهان و کل زندگی بیمار است.

اگر پزشک بودم و از من تقاضا می شد که شیوه ی درمانی این وضعیت ناهنجار را توصیه کنم،

می گفتم: به سکوت پناهنده شوید و در این فضا درمان خود را بجویید.

« سورن کریگارد»

کافه رستوران ستاره ی نقره ای

نیاز منیّت به گفتگوهای فرسوده ی ذهنی تاکید بر برتری شما در ماجرای زیر که از کتاب« دل روشن بین» توسط آنتونی دِملو تدوین شده به روشنی منعکس است:
روزی روزگاری کافه رستورانی بود به نام ستاره ی نقره ای؛ صاحب کافه برای جلب مشتری از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد؛ اما او به رغم این که آسایش و امکانات رفاهی مسافران را از هر حیث فراهم می آورد و قیمت هایش منصفانه و رفتارش گرم و صمیمانه بود، کسب و کارش رونقی نداشت و آن طور که باید و شاید پولی عایدش نمی شد.

از این رو در کمال ناامیدی نزد مردی دانا و فرزانه رفت تا شاید با پیروی از رهنمود های او ، گره از مشکلش گشوده شود.

آن مرد پس از شنیدن ماجرای غم انگیز وی گفت:« مشکل تو بسیار آسان حل می شود؛ تو باید نام کافه ی خود را تغییر دهی..»

 

 

صاحب کافه گفت:
« غیرممکن است. نام این جا در طول نسل ها ستاره ی نقره ای بوده و در سراسر کشور هم به همین نام شهرت دارد.» مرد خردمند قاطعانه گفت: « خیر، تو باید نام آن را پنج زنگوله بگذاری؛ اما شش زنگوله را به رشته بیاویزی و آن را بر سر در کافه ات نصب کنی.» صاحب کافه با کمال حیرت گفت:« شش زنگوله، این کار چه فایده ای دارد؟»

مرد خردمند گفت:« امتحانش کن و ببین.»

به هر تقدیر، صاحب کافه این توصیه را پذیرفت و آن را در بوته ی آزمایش گذاشت. از فردای آن روز مسافرانی که از کنار کافه می گذشتند.، وارد آن می شدند و با اشاره به این اشتباه می گفتند:« نام کافه ی شما پنج زنگوله است، درحالی که شش زنگوله بر سر در آویزان است.» اما به مجرد این که آنان داخل کافه می شدند، تحت تاثیر فضای گرم و صمیمی آنجا قرار گرفته و برای رفع خستگی چند لحظه ای درنگ می کردند و نوشیدنی و چیز های دیگر سفارش می دادند؛

به این ترتیب خواسته ی صاحب کافه که سال ها آرزویش را می کشید، تحقق یافت.

نکته:

منیّت می خواهد که سخن بگوید؛ اما خویش برترتان می خواهد که گوش کنید. منیت کم طاقت است و خویش برترتان فوق العاده بردبار.

به همین دلیل رهایی از قید و بند منیّت و اتصال به شکوه و جلال قدرت معنوی کاری به غایت دشوار است.

شما می توانید هنگام آرامش، مراقبه و یا غوطه ور شدن در سکوت، هنر گوش کردن را بیاموزید؛ هنگام حضور در حیطه ی معنوی و وصل شدن به مبدا و سرچشمه ی هستی، گویی به جای این که با خدا سخن بگویید، خدا با شما سخن می گوید.

آنگاه وجودتان را نوری گرم و تابان و درخشنده فرا می گیرد و درمی یابید با اعتماد به هادی و راهنمای باطنی خود ممکن است چه احساسی را تجربه کنید.حتی می توانید از روی همدردی و شفقت به سخن منیّت و زمزمه های آکنده از هوس و هراس او که عاجزانه می گوید مایل است تنها به منظور محافظت از وجودتان شما را از دیگران جدا کند، گوش کنید. شما می توانید از این طریق بردباری را به زندگی خود فرا خوانید.

منیّت می خواهد شما مدام به این اعتقاد کاذب بچسبید که هرگاه به دیگران نشان بدهید که تا چه اندازه با آنان متفاوت و از آنان جدا هستید، با وضعیت ایمن تر و بهتری رو به رو خواهید شد؛ در صورتی که هر چه بیشتر سخن بگویید و از خودتان به عنوان نقطه ی مرجع بیشتر استفاده کنید، بیشتر به خودستایی و نشان دادن کم طاقتی تمایل پیدا خواهید کرد و این همان چیزی است که هدف و مقصود منیّت را برآورده می سازد.

 

 

در واقع منیّت تحت عنوان محافظت به شما اجازه نمی دهد تا با گوش کردن

به رهنمود های خویش برترتان او را شناخته و طعم آزادی واقعی را بچشید.

به همین دلیل منیّت هنگام آرامش، مراقبه و با گوش کردن به پیام های خویش برتر، می کوشد گفتگوهای درونی شما را شدت بخشد و ارتباط شما را با والاترین جنبه ی وجودتان مختل کند. گرچه تحت تسلّط نفس پرستی کم طاقت و ناسازگار می شوید؛ با این وصف تنها از طریق گوش کردن، طاقت و بردباری را خواهید آموخت.

همچنین می توانید از طریق گوش کردن خودشیفتگی و نیاز به سلطه جویی و پذیرش سلطه ی منیّت را رها کنید.

وقتی با کمال متانت باب گفتگو را با دیگران باز می کنید و به ماجرا های زندگی آنان گوش فرا می دهید، عشق و احترام خود را به آنان ارزانی می کنید؛ برعکس، پرهیز از گوش کردن به سخنان دیگران و در نتیجه تحقیر آنان، نمایانگر عدم تحمل و بردباری است.
پس از آنکه خویش برتر زمام امور زندگی تان را در دست گرفت، فشار و تاکید خودپرستی را مبنی بر این که اغلب لب به سخن بگشایید و نقطه ی نظر های خود را بر دیگران تحمیل کنید، دفع خواهید کرد؛ به علاوه، مهار و بی اثر کردن وسوسه های افزون طلبی و پول پرستی را لذت بخش خواهید یافت و برای شنیدن سخنان دیگران تمایل پیدا خواهید کرد و از طریق تمرین معنوی گوش کردن موثر، از تلاش های هشیارانه ی خود برای صبوری و بردباری لذت خواهید برد.

 

منبع:

کتاب: خودمان نیمه گمشده خودمان هستیم

نویسنده: سعید گل محمدی

Recommended Posts

نظرات و پیشنهادات

تماس با ما

برای تماس با ما لطفا از طریق فرم زیر ایمیل بزنید.

Not readable? Change text. captcha txt