وقتی ایگو باعث شکست می شود

 در داستان پندآموز, داستانک

اول لازم است بدانیم ایگو چیست؟وقتی ایگو باعث شکست می شود

شاید این واژه را زیاد هم شنیده باشید.

معنی ایگو به تعریف هر فرد از خودش و شناختی که از خود به عنوان یک انسان دارد بر می گردد و به همین خاطر ایگوی هر فرد می تواند با دیگری متفاوت باشد.

در واقع بسیاری از روانشناسان ایگو را همان دنیایی می دانند که افراد برای خود می ساند و در آن زندگی می کنند و جالب اینکه بعد از ساخت این دنیا، افراد بسیار کمی حاضر به تغییر و حتی بهبود آن هستند، چون تغییر ایگو برای آنها کار ساده ای نیست.

 ایگو اساسا هویت شماست، چیزی که فکر می کنید هستید. ایگوی شما معمولا از یک نام، یک شخصیت، و یک داستان ساخته می شود.

وقتی ایگو باعث شکست می شود

 

در این داستان شخصی، مجموعه ای از خاطرات، باورها، عقاید، و احساسات درباره این که:

*چه کسی هستید
*در کجا به دنیا آمده اید
*در چه چیزهایی خوب یا بد هستید
*چه چیزهایی را تجربه کرده اید

و بی نهایت چیزهای دیگر وجود دارد، اگر مایل هستید بیشتر در این مورد بدانید بر روی لینک زیر کلیک کنید.

ادامه این مقاله در  سایت ری‌را 

 

🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀

 داستان زیر مثال خوبی است، برای اینکه بیشتر متوجه شوید، “ایگو چیست؟”

روزی روزگاری در سرزمین چین، سه دوست که آوازه ی مدرسه ی کاراته ی بالای تپه را شنیده بودند، برای دیدن مدرسه به بالای تپه رفتند.
هنگامی که به بالای تپه رسیدند، دیدند مدرسه به خرابه ای تبدیل شده است و کسی در آن جا نیست. هر یک کوشیدند حدس بزنند علت مخروبه شدن مدرسه در چه بوده است؟
یکی گفت:« حتما دانشجویان جدید دیگر ثبت نام نکرده اند. در نتیجه با نداشتن دانشجو مجبور شده اند مدرسه را تعطیل کنند.»
یکی دیگر گفت:« حتما استاد پیر شده و هیچ کسی برای جانشینی وی نبوده است.

با نداشتن جانشین استاد، محصل های جدید نیز در مدرسه ثبت نام نکرده و مدرسه را تعطیل کرده اند.

حال مدرسه به مخروبه ای تبدیل شده است.»

نفر بعدی گفت:« نه، فکر می کنم به خاطر این باشد که مدرسه را تعمیر نکرده اند، به همین علت به مخروبه تبدیل شده است.»

اولی می گوید:« ممکن است هیچ وقت نفهمیم علت واقعی آن چه بوده است، ولی یک چیز مشخص است و آن این است که این مدرسه شهرت بسیاری داشته و این به عهده ی ما است که بار دیگر آن را به دوران شکوفایی اش برسانیم.»

دومی می گوید:« موافقید ببینیم هر یک از ما چه کاری می توانیم انجام دهیم. من در کاراته ماهرم و می توانم معلم کاراته بشوم. همچنین اشخاص بسیاری را می شناسم و می توانم دانشجویان جدید برای ثبت نام پیدا کنم.»

سومین نفر می گوید:« من هم می توانم کارهای اداری مدرسه را انجام دهم. سه نفر توافق کردند تا با کمک یکدیگر مدرسه را تعمیر کنند و وظایف مدرسه را به عهده بگیرند.

پس از تعمیر مدرسه با کمک یکدیگر، دانش آموزان شروع به ثبت نام کردند و پس از مدتی کوتاه به مدرسه ی خیلی موفقی تبدیل شد. یک شب، سه نفری دور هم جمع شده بودند تا موفقیت شان را جشن بگیرند. یکی از آن ها گفت:

من هیچ وقت فکر نمی کردم، آن قدر موفق شویم.

فکر می کنید علت موفقیت ما در چه بوده است؟

نفری که کاراته درس می داد گفت:« این که معلوم است، به خاطر درس دادن من است. من طوری درس می دهم که دانش آموزان زود یاد می گیرند.»

نفری که مدیریت آن جا را به عهده گرفته بود گفت:« نه تو کاملا در اشتباهی. موفقیت ما به خاطر نحوه ی مدیریت و اداره ی من است، نه به خاطر درس دادن تو.»

نفر اول که مسئول پیدا کردن دانش آموزان بود گفت:« نه هر دو شما در اشتباهید. همه ی موفقیت ما به خاطر من است که توانسته ام دانشجویان جدید پیدا کنم.»

برخورد آن ها روزهای بعد نیز ادامه یافت تا این که دانش آموزان این تضاد را در محیط مدرسه احساس کردند و یکی پس از دیگری از مدرسه رفتند.

آن ها یک روز متوجه شدند که هیچ محصلی در مدرسه ندارند.

قبل از اینکه هر کدام به راه خودشان بروند، بر سر یک موضوع به توافق رسیدند و آن این بود که علت شکست آن ها به خاطر عدم مهارت معلم، عدم تعمیرات، عدم اداره ی مدرسه و عدم توانایی پیدا کردن دانش آموزان جدید نبود، بلکه علت شکست آن ها به خاطر عدم هماهنگی(ایگو=نفس)  بین آن ها بود.

اگر از این داستان لذت بردید، از مقاله های قبلی بازذید کنید روی لینک زیر کلیک کنید…

آیا شما شناشناسی خوانده اید؟

Recommended Posts

نظرات و پیشنهادات

تماس با ما

برای تماس با ما لطفا از طریق فرم زیر ایمیل بزنید.

Not readable? Change text. captcha txt